خرید بک لینک
سلام به همگی هی یادش بخیر . دوران آموزش بهترین دوران سربازی و حتی زندگی ام بود . حالا وقتی از سالها وقتی به اون دوران بر میگردم ، و عکسهای اون زمان رو نگاه میکنم با خودم میگم آیا میشه یه روزی دوباره دور هم جمع بشیم . کنار کارون عکس بگیریم .... واقعا یاد اون دوران بخیر . حالا هر کدوم از دوستان قدیم واسه خودشون زندگی تشکیل داده اند و صاحب یکی دو فرزند شده اند . و کلی تغییر کرده اند . چند وقت پیش از بین عکسهام تصویری رو پیدا کردم که منو برد به اون روزها ی گرم

برچسب: نویسنده: غزل دادخواه تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 3:34

با درود . ما در دوران خاطره انگیر آموزشی فرمانده ای داشتیم به نام آقای عیسی رستگاری . شخصیت خاص و استثنایی او را هیچ‌گاه فراموش نمیکنم . از شوخی های با نمک تا سخت گیری های به جا و منصفانه همگی برایم شیرین و جذاب بود . خوب یادم میاد که وقتی آقای رستگاری پیش ما می آمد، همیشه خشونت خاصی از خود نشان می‌داد. یک خشونت خیلی زودگذر و موقتی . البته خیلی مهربون و با صفا بود . بچه ها به اخلاق او عادت کرده بودند و وقتی با او کلاش داشتیم ، قبل از کلاس ( به قول بچه ها)

برچسب: نویسنده: غزل دادخواه تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 3:34

با درود . به جرئت میتونم بگم سربازی برای من بهترین دوران زندگی ام بود . برای هر کسی دوره هایی از زندگی خاطره انگیزه . برای بعضی ها دوران دانشجویی ، بر ای برخی دوران نامزدی و ازدواج ، و خیلی دوره های دیگه ... اما سربازی تنها مقطعی از زندگی مردان است که هیچ کس خاطرات این دوران رو فراموش نمی‌کند. برای من دوران آموزشی خاطره انگیز بود . اون روزها برای به پایان رسیدن دوره آموزشی لحظه شماری می کردیم . ولی حالا با خودم میگم کاش قدر اون دوران رو بیشتر میدونستم .

برچسب: نویسنده: غزل دادخواه تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 3:34

با درود فراوان ... هم خدمتی های خودمو هیچ گاه فراموش نخواهم کرد آنانی که همیشه روی چون ماه و لبخند های زیبایشان رو در خاطر دارم .. و همچنان امیدوارم که ببینمشان . دوست خوبم، کریم محمودی عزیزم یکی از بچه های با معرفت شهر اراک هست که کم و بیش با او در ارتباطم. کریم رو همیشه دوست داشته ام و دارم . کد دوره آموزشی او ۱۸ بود و تقریبا با کد من اختلاف کمی داشت . لبخند زیبایش رو هیچ گاه فراموش نمی کنم . یادم میاد اون وقت خیلی لاغر بود ‌.

برچسب: نویسنده: غزل دادخواه تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 3:34

با درود مدتی است که در جستجوی جواد هستم ... همون دوستی که سالهاست از او بی‌خبرم. همون دوست قدیمی که خیلی به هم علاقه مند شده بودیم . و صفای وجودش زبانزد همگان بود . این روزها بیشتر در جستجوی او هستم . یادمه اون روزهای آموزشی جواد اولین نفری بود که برایم یادگاری نوشت . جواد حتی برایم ، شماره منزل و همراهش را نوشت . ولی هر چقدر سعی می‌کنم با او تماس بگیرم موفق نمی‌شوم. متاسفانه تلفن منزلشان تغییر کرده .

برچسب: نویسنده: غزل دادخواه تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 3:34

با درود . خدا را صد هزار مرتبه شکر که فرصتی دوباره یافتم تا وبلاگم رو بروز کنم . امروز هم آمدم تا یادی کنم از هم خدمتی های دیروز ، که امروز دوستان من هستند .پس از سالها زندگی هر یک اونها یک قصه جداگانه است . اکثرا دارای یکی_ دو فرزند هستند . و فقط یکی از اونها که بچه اهواز بود مثل من هنوز مجرده. حالا تصاویر این عزیزان رو با ترانه ای زیبا تلفیق کردم . وقتی تصاویر این عزیزان به دستم رسید متوجه شدم کلی تغیر کردا اند .

برچسب: نویسنده: غزل دادخواه تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 3:34

امروز پنجشنبه ۱۳۸۷/۴/۱۴ است امروز صبح ما طبق معمول برای نماز و ورزش صبحگاهی بیدار شدیم که بعد از آن کلاس تاکتیک نظامی رفتیم و آقای رستگاری مثل همیشه به بی‌نظمی‌ها رسیدگی کرد و فرشید را هم کمی تنبیه کرد و در مورد او حرف‌هایی زد . نکته جالب اینجاست که گزارش بچه‌هایی که بی‌نظمی در می‌آورند به راحتی به دست او می‌رسد امروز کلاس انس با قرآن برپا کرده بودند چند نفر قرآن خواندند و بعد از آن به آسایشگاه برگشتیم و برای نماز آماده شدیم و به حسینیه رفتیم چند روزی است

برچسب: نویسنده: غزل دادخواه تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 3:34

دوست عزیزم جواد نازنینم سلام .... نمیدانم الان که برایت مینوسم در کدامین شهر ایران عزیز ، سکنی گزیده‌ای ، نمی آنم الان چند فرزند داری ، نمی‌دانم چرا در غبار زندگی محو شدی ، این منم ، همان دوست قدیمی تو که با تو در دوره ای از زندگی آشنا شدم . دوره ای هر چند کوتاه ولی گویی سالهاست تو را میشناسم . انگار همین دیروز بود که باهم در محوطه آسایشگاه قدم میزدیم و صحبت میکردیم . مگر برایم ننوشتی که مرا هیچ وقت فراموش نمیکنی ، مگر ننوشتی که ( بیادتم ، نبری از یادم )

برچسب: نویسنده: غزل دادخواه تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 3:34

جناب آقای عیسی رستگاری عزیزم ، دوست قدیمی و فرمانده گروهان فتح در سال ۱۳۸۷ یاد ت همیشه در قلب من و تمامی هم خدمتی های اون سال هست .. تا ابد به یاد تو هستیم ... سبز باشی و برقرار ... فراموش کردن رفیقان قدیمی، بی احترامی به قانون خاطره‌هاست ارادت مرا هر روز در سر رسیدت تیک بزن…

برچسب: نویسنده: غزل دادخواه تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 3:34

---------------------------------------------------------------- Domain for Sale: www.habibolahi.ir Please call us: +98 935 774 9274 ---------------------------------------------------------------- این دامنه به فروش می رسد: www.habibolahi.ir لطفا تماس بگیرید: 09357749274 ----------------------------------------------------------------

برچسب: نویسنده: غزل دادخواه تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:06

صفحه بندی